تبليغاتX
دارالارشاد - رفتی ... !؟!

... رفتي !؟!

 

چـون مـاه بـر اين ميكده  تابيدي و رفتي

 

مِي خوردي و چرخيدي و رقصيدي و رفتي

 

 

آنـشب چـه شبـي بود كه  در عالمِ مستي

 

تـا صبـح سخـن گفتـه نخوابيدي و رفتي

 

 

هـر سـلسله مـويِ تـو صـد دام ِ بلا  بود

 

ايـن قلـب بر آن سلسله  پيچيدي و رفتي

 

 

گفتـم : مـرو  متن طاقـت دوريـت ندارم

 

آهستـه نـظر كـردي و  خنديدي و رفتي

 

 

بـا بـغض صـدايت زدم از  آن ورِ جـادّه

 

افسوس و صد افسوس كه  نشنيدي و رفتي

 

 

اي آهـويِ خـوش پـيـكره بـاغِ خـيالم

 

عـمري تـو در اين باغ خراميدي و رفتي

 

 

از خـونِ دلِ زخـمـيِ مـن لالـه دَمـيـده

 

يـك لاله زِ گـلدانِ دلـم چـيدي و رفتي

 

 

مـن مـانـده ام و خـاطره  آنـشـبِ با تو

 

چـون مـاه بـر اين ميكده تابيدي و رفتي  

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 18:15 توسط ..:: محمد مهام _ محسن باکفی ::..