چه كسي مي داند ؟؟؟
شـبِ دوري چـه كشيدم چه كسي مي داند
بـه تـو امّـا نـرسـيدم چه كسي مي داند
كـرم وارانـه بـه گـنـدابِ مـحن لـولـيدم
دورِ خـود پيله تنيدم چه كسي مي داند
بـارها جـار زدم دردِ دلـم ، بـر سرِ كوه
و صـدايـي نـشنيـدم چه كسي مي داند
دردِ يـك نسلِ خزان ديده كشيدم بر دوش
زيـرِ ايـن بـار خميدم چه كسي مي داند
دادم از كـف همـه عمـرِ جـوانـي يـكجا
زخم هايي كه خريدم چه كسي مي داند
بالـهايم همـه در آتـشِ بـي تابي سوخت
از دلِ شـعله پـريـدم چه كسي مي داند
همدمِ راه شـود همـسفـري يـافت نـشد
مردِ ايـن راه نـديـدم چه كسي مي داند
دل بـه دريـا زدم هرچند كه ديرم شده بود
همـه جـادّه دويـدم چه كسي مي داند
يـك نـفـر مـنتظرم بـود كـمـي آنـسوتر
رفـتم امّـا نـرسـيـدم چه كسي مي داند